تبليغاتX
مخاطب شناسی
مخاطب حلقه مفقوده ارتباطات در ایران

شاید بارها از دوستان یا اطرافیان شنیده باشید که مثلا برنامه های که در تلویزیون تولید یا پخش می شود بر اساس چه انگاره ذهنی از مخاطب ساخته می شود. اصلا سه راس اساسی برنامه (تهیه کننده ، کارگردان و نویسنده) می دانستند برای چه مخاطبی برنامه می سازند یا خیر؟

موضوع این است که متاسفانه در کشور ما رسانه ها از سیاستی پیروی می کنند که می گوید:"مصلحت مخاطب را بهتر از خود او می دانیم." بنابراین رسانه های ما از مخاطب عاقلتر و داناتر هستند و مخاطبان انسانهای منفعلی می باشند که توانایی تمیز مسائل و آنچه را که می بینند ندارند. برخی ژورنالیست ها مدعی اند که هر آنچه که می نویسند و منعکس می کنند نیاز ها و خواسته های مخاطبان است در صورتی که آنان به انعکاس آنچه که خود یا همکاران با آن مواجه هستند می پردازند و دیدگاه و نیاز مخاطب هیچگونه دخل و تصرفی در موضوع گزارش یا خبر ندارد.

اما چگونه می شود این قالب ذهنی را فرو ریخت ؟

من بارها از افراد حرفه ای شنیدم که " مهران مدیری جامعه شناس خوبی است و بر اساس نیاز جامعه و موضوع روز برنامه می سازد" ، بله تقریبا می توان ادعا کرد کارهای این کارگردان بر اساس یک کار پژوهشی صورت می گیرد ، پزوهشی که متاسفانه در عصری که همه ادعا دارند حرفه ای هستند کمتر در کار رسانه ها دیده می شود. نگاهی عمیق به محتوای رسانه ها چه در مطبوعات و چه در رادیو و تلویزیون نشانگر آن است که متاسفانه همه در یک قالب و محتوا در حال غوطه ور شدن هستند و تنها کار که می کنند تکرار هست و تکرار.

رسانه ها اگر نتوانند مطالعات مخاطب پژوهی را جدی نگیرند همان است که می بینیم همه به سمت ماهواره ها سوق داده می شوند چرا که مخاطب و نیاز های او برای رسانه های خارجی مهم است . و سعی می کنند تا به آن نیازها پاسخ بدهند.

+ نوشته شده در  Mon 18 Jun 2007ساعت   توسط مجید فراهانی  | 

جهان امروز جهان ارتباطات است، به همين دليل اگر مهارت برقراري ارتباط با ديگران را نداشته باشيم، ديواري بين خود و ديگران ايجاد خواهيم كرد كه باعث مي‌شود نتوانيم توانمندي‌هاي بالقوه‌ي خود را به ظاهر كنيم ادامه
+ نوشته شده در  Fri 15 Jun 2007ساعت   توسط مجید فراهانی  | 

از تاسیس اولین واحد روابط عمومی سالهای زیادی می گذرد و همواره بر این شعار که " ارتباط دوسویه با مخاطب " از اصول ماست پافشاری می کنند. اما جای این شعار در کشور ما بخصوص نا معلوم است و از یک شعار تبدیل به یک رویا شده است.اینقدر مخاطب برای سازمانها و دفاتر روابط عمومی ناشناخته است که به نظر ضرورت تعریف جدیدی از مخاطب بسیار لازم می باشد.

تعریف از مخاطبان تنها برای رسیدن به اهداف عالیه شخصی مد نظر است چرا که تاکنون دیده نشده است که روابط عمومی سازمانی جشنی برای مخاطبان و در تجلیل از آنها برگذار نماید

+ نوشته شده در  Fri 8 Jun 2007ساعت   توسط مجید فراهانی  |