|
|
|
|
|
مطلب خوبی در ایسنا در خصوص مخاطبان و اعتماد آنها به رسانه ها تهیه شده بود ، که خلاصه آن را برای مطالعه ارایه می کنم...
جذب اعتماد مخاطبان جزو دغدغههاي اصلي رسانهها به شمار ميرود؛ به عقيدهي كارشناسان بياعتمادي مخاطب به رسانه به دلايلي مانند رانتخواري رسانهها، ذكر نكردن منابع خبر، نداشتن تخصصگرايي و بيتوجهي به نيازهاي مخاطبان به وجود آمده است و در ميان مخاطبان تمام كشورها وجود دارد؛ اما اين بياعتمادي در كشورهاي جهان سوم، به دليل شرايط تاريخي، بيشتر و ريشهييتر به نظر ميرسد و حقايق موجود مؤيد وجود اين بياعتمادي است. به گزارش خبرنگار رسانهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عملكرد خبري نادرست و ارايهي اطلاعات و اخبار اشتباه به مخاطب به گفتهي كارشناسان به بياعتمادي او نسبت به رسانه منجر ميشود، حتي اگر اين اقدام از سوي رسانههاي معتبري مانند BBC، يورونيوز و ساير شبكههاي اروپايي و آمريكايي صورت گرفته باشد؛ اما نبود امكان فعاليت مستقل براي روزنامهنگاران و استفاده از رانت، به دليل ساختار اقتصادي توسعهنيافته، باعث شده است كه اين بياعتمادي به رسانه در كشورهاي جهان سوم بيشتر خودنمايي كند. محمدعلي الستي - مدرس ارتباطات - در اين باره معتقد است: ناامني شغلي براي روزنامهنگار و تهديد به لغو امتياز و تعطيلي براي روزنامه، از موانع مهم استقلال روزنامهنگاران در كشورهاي جهان سوم است و در اين شرايط روزنامهنگاران به دليل نداشتن امكان فعاليت مستقل، كمتر ميتوانند اخبار را با صحت و دقت بالا منتشر كنند. الستي همچنين معتقد است: در اينگونه كشورها منابع اخبار به خاطر نبود امنيت لازم، هويتشان را فاش نميكنند و همين هويت پنهان از اعتبار اخبار ميكاهد. رعايت كامل اصل بيطرفي در انتشار اخبار و اطلاعات كه يكي از عوامل جذب مخاطب به شمار ميرود، به عقيدهي برخي تحليلگران در كشورهاي جهان سوم رعايت نميشود، چراكه در اين كشورها بيشتر مطبوعات، توسط افرادي با گرايشهاي سياسي خاص اداره ميشوند و معمولا مشكلات و مسائل مردم كمتر مورد توجه قرار ميگيرد و مطبوعات اغلب به جاي انتشار دغدغههاي افكار عمومي به دنبال كاركرد حزبيشان هستند. ميانگين سطح سواد مخاطبان كه از عوامل تعيين كننده و تاثيرگذار در زمينهي جلب اعتماد مخاطب است، در كشورهاي جهان سوم كمتر مورد توجه قرار ميگيرد؛ در اين كشورها گرچه شايد بيشتر مردم با سواد باشند؛ اما آمارها و مطالعات نشان ميدهند كه اكثر اين افراد اهل مطالعه، جستوجو، كنكاش، تحقيق و ارايهي نظر نيستند و به بيان ديگر اكثر باسودان اين كشورها سواد رسانهيي ندارند. محمدحسن اسدي طاري - عضو هيات علمي دانشگاه - در اين باره ميگويد: ساختار گزينش اخبار كشورهاي جهان سوم تا حد زيادي به خبرگزاريهاي بزرگ و امپرياليسم خبري وابسته است، بنابراين ميزان توليد اخبار اين كشورها كم و سرعت انتشار هم پايين است. به گفتهي او با توجه به اينكه اگر مردم نتوانند اخبار مورد نيازشان را در رسانههاي داخلي پيدا كنند، اعتمادشان را به رسانهها از دست خواهند داد، بياعتمادي به رسانه در كشورهاي جهان سوم قابل درك است. مطالعات نشان ميدهند كه بياعتمادي به رسانه، در ميان هر دو قشر عامه و نخبهي كشورهاي جهان سوم وجود دارد؛ اما اين بياعتمادي در ميان نخبگان به دليل فقدان شرايط كار مساعد روزنامهنگاري در اين كشورها و در نتيجه مناسب نبودن كيفيت توليد اخبار و اطلاعات و همچنين توانايي آنها در تحليل اخبار و اطلاعات، بيشتر خود نمايي ميكند. از سوي ديگر مخاطبمحور نبودن رسانهها و رويكرد حزبي آنها كه به نشر اخبار جهتدار مي انجامد هم از دلايل ديگري است كه به بياعتمادي مخاطبان در كشورهاي جهان سوم دامن زده است. علياصغر كيا - عضو هيات علمي دانشگاه - در اين باره معتقد است: صحت و درستي خبر، سرعت در اطلاعرساني و پاسخگويي به موقع به نياز مخاطب، حتي در صورت ايجاد نياز كاذب خبري، به معناي عملكرد خبري صحيح و مناسب رسانه است. در كنار اين عملكرد خبري مناسب، با اولويت دادن به منافع مردم و توجه كمتر به سياستها و منافع رسانه و سياستمداران ميتوان اعتماد مخاطب بيش از پيش جلب كرد. گرچه در كشورهاي جهان سوم، به دليل فضاي محدودي كه رسانهها با آن روبهرو هستند، مردم اعتماد زيادي به آنها ندارند؛ اما در كشورهاي پيشرفته نيز اين بياعتمادي به شكل ديگري و در نتيجهي روند جهاني شدن و گسترش ارتباطات خود را نشان مي دهد، زيرا در اين كشورها با توجه به اين كه مردم به دليل دسترسي به سايتهاي خبري ديگر كشورها و شبكههاي ماهوارهيي به رسانههاي متعددي دسترسي دارند و بر اين باورند كه رسانههاي رسمي كشورشان كه به مراكز قدرت و ثروت نيز وابسته هستند از انعكاس اخبار بيطرفانه خودداري ميكنند. برآيند اظهار نظر كارشناسان نشان ميدهد از آنجا كه اعتمادسازي يك فرآيند دراز مدت است كه در مدت زمان كوتاهي نميتوان به آن دست يافت، رسانهها بايد با ارايهي سريع اخبار و اطلاعات شفاف و كامل، جلوگيري از خودسانسوري، بيان دغدغههاي مخاطبان و توجه به تكثر و تخصصگرايي به جذب مخاطب و جلب اعتماد او بپردازند. چنانچه تكثرگرايي، خواست عمومي مردم يك كشور باشد، دولت به ناچار به آن تن خواهد داد و فضاي آزاد لازم براي رسانهها را ايجاد خواهد كرد و در آن صورت است كه رسانهها با رهايي از خطر بسته شدن خواهند توانست رسالت خود را به خوبي انجام دهند و اعتماد مخاطبان را جلب كنند. |
||
|
|
|
|
|
چند وقتی است که در خصوص شخصیت ها و سازمانهای دولتی و خصوصی که پرآوازه شدن تحقیقی را شروع کردم . آنچه در نتایجی که بدست آوردم مرا شگفت زده نمود ، نقش رسانه های خبری مانند مطبوعات و رادیو و تلویزیون در افزایش یا کاهش محبوبیت سازمانها و افراد بود. پوشش رسانه ای ، وقایع یا فعالیت های سازمانهای دولتی یا خصوصی از دیر باز در کشورهای غربی رواج داشته و شاید بتوان به جرأت از آنان بعنوان دکترین آن نام برد.آنچه کشورهای غربی در عرصه های سیاسی و بین المللی از آن برای توجیه فعالیت های خود بهره می برند در همین راستا قرار می گیرد.(جنگ خبری – تبلیغاتی) |
||